چهارشنبه, ۱۰ آذر , ۱۴۰۰ 26 ربيع ثاني 1443 Wednesday, 1 December , 2021 ساعت تعداد کل نوشته ها : 19051×
سریال‌هایی که تماشاگر را دق می‌دهند تا تمام شوند/ ناگهان همه چیز در قسمت آخر ختم به خیر می‌شود
18 اکتبر 2021 - 16:01
شناسه : 296861
1
یادداشتی به بهانه اتمام سریال‌های «همسایه» و «افرا»؛ یکی از مشکلات اساسی تولید سریال در ایران نبود نظارت کافی در زمان تولید است که باعث می شود سریالی که نهایتا ظرفیت بیست قسمت برای یک قصه را دارد، به ۵۰-۴۰ قسمت کشیده شود و بیچاره مخاطبی که باید هر شب این سریال را تماشا کند.
پ
پ

به گزارش زرین خبر، دیشب سریال «همسایه» پس از گذران سی و سه قسمت، به ایستگاه آخر رسید و بنا بر رسم اکثر سریال های تلویزیونی، پس از کش و قوس های فراوان و به لب رساندن جان تماشاگر، «بد من» قصه به ناگهان در یک قسمت متحول شد و همه گرفتاری ها، مشکلات و نابسامانی های قصه برطرف شدند و با رسیدن عاشق و معشوق به همدیگر، همه چیز به خیر و خوشی ختم به خیر شد. تحولاتی که فقط در تلویزیون و سریال ها می شود تماشا کرد و فرسنگ ها با واقعیت زندگی فاصله دارد.

همین اتفاق در هفته گذشته برای سریال «افرا»ی شبکه یک افتاد؛ سریالی که علی رغم استفاده از بازیگران مطرحی همچون مهدی سلطانی، اسماعیل محرابی و پژمان بازغی به دلیل ضعف در فیلمنامه، به همان بلای غالب سریال های تلویزیونی مبتلا شد و تماشاگر خود را در یک بلاتکلیفی از یک قسمتی به بعد عملا رها می کند؛ تا پیش از مرگ پیمان، همه چیز به خوبی پیش می رود. بازی ها به اندازه، قاب بندیها تماشاگر را اذیت نمی کند، شخصیت پردازی به خوبی شکل گرفته و به ناگهان با مرگ پیمان، اولین شوک به تماشاگر زده می شود و همه چیز در یک ایده آل جلو می رود. همه این اتفاقات در یک چهارم ابتدایی سریال جلو رفته و انگار فیلمنامه نویس دیگر چیزی برای رو کردن ندارد و همه چیز از قصه تا بازی ها به یک فرسایشی عجیب می رسند. قسمت هایی که مدام فقط در دادگاه و بازی انتقام و قصاص جلو می رود و هیچ نوآوری جدیدی به همراه ندارد و مخاطب از همان ابتدا می داند سرنوشت تک تک بازیگران به کجا ختم خواهد شد.

بماند که سریال قرار بوده در چهل قسمت به پایان برسد و به ناگهان قسمت سی و هشتم به عنوان قسمت آخر پخش می شود و بعد به نقل از مهدی سلطانی در صفحه اینستاگرامش که پرده از راز ناگفته پدر پیمان برمی دارد و بنا بر تصمیم مدیران شبکه همه این ها سانسور می شود.

هدف نگارنده این متن به هیچ وجه مقایسه سریال های ایرانی با سریال ها و حتی مینی سریال های خارجی نیست چرا که اساسا به لحاظ تولید، پروداکشن، جلوه های ویژه ما فاصله زیادی با سریال های مطرح خارجی داریم؛ اما موضوع اصلی این بحث، ضعف همیشگی در فیلمنامه، شخصیت پردازی و در نهایت کارگردانی اثر است. اینکه چرا برای معرفی شخصیت های یک سریال مخاطب باید ۸-۷ قسمت صبر کند تا شاید متوجه شود که فلانی در سریال چکاره است! و یا اینکه چندین و چند قسمت بدون اینکه قصه داستان جلو برود و صرفا با دیالوگ های آبکی که حذف همه آن قسمت ها هیچ خللی به شاکله سریال ایجاد نمی کند، تماشاگر باید مدام عذاب بکشد.

یکی از مشکلات اساسی تولید سریال در ایران نبود نظارت کافی جهت تولید است. مدیران شبکه ها فکر می کنند هرچه قسمت های یک سریال بیشتر باشد، حتما مخاطبان بیشتری را با خود درگیر می کند و گاها به فکر ساخت فصل های بعدی همان سریال نیز می افتند و سریع قرارداد ساخت فصل های بعدی را با تهیه کننده می بندند؛ غافل از اینکه همان سریال را می شد به جای چهل قسمت، نهایتا در بیست قسمت جمع کرد و نیازی به ساخت فصل های بعدی نیز وجود ندارد.

*دانا

انتهای پیام/

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.